تبليغاتX
موسیقی ملل
زندگی در جامعه سیاه و سفید

آن‌چه كه امروزه در مورد موسیقی پاپ و مردمی گفته می‌شود، شاید کمی متفاوت از «تعریف» باشد. واقعيت اين است كه در شرايط فعلي دقیقاً نمی‌توان تعریف مشخصی از موسیقی پاپ ارایه کرد، اما حداقل می‌توان گفت که کار هنری‌ای که مردمی نباشد و مردم با آن ارتباط برقرار نکنند، همان به که در گوشه‌ي خانه بماند.

آن‌چه ارتباط هنرمندان امروز را با مردم قطع کرده شاید مقداری به خود هنرمندان ما نيز مربوط باشد. درگیر شدن با حاشیه‌های کارهای هنری و جشنواره‌های خارجی و این که «مردمِ ما نمی‌فهمند»، «مردم، کار ما را درک نمی‌کنند» از معضلات هنرمندان امروز ماست و از آن طرف صرفاً برای مزاج مردم عام کار کردن برای این که کار را بفروشند هم معضل دیگری است.

فکر می‌کنم اساساً مردم وظیفه ندارند کار شما را بپسندند و اساساً این موضوع که مردم با کار بعضی‌ها ارتباط برقرار نمی‌کنند، خیلی هم تقصیر آنها نیست. اگر از نظر جامعه‌‌شناسی چندان تحقیقی در مورد مزاج مخاطبین به‌عمل نیامده تقصیر برگردن مخاطبین ما نیست. اگر می‌خواهیم با مردم ارتباط برقرار کنیم باید مخاطبمان را خوب بشناسیم، اصلاً نمی‌گویم ما وظیفه‌ای داریم اما به هرحال یک کار هنری علاوه بر خود هنرمند حرفی هم برای مخاطبش دارد و او باید حرف شما را درک کند. به‌هرحال این مساله نيز وجود دارد که خیلی از کارهای خوب قربانی پخش نادرست و تبلیغات غلط می‌شوند، اما اگر حرفی برای کسی دارید او دیر یا زود حرف شما را خواهد شنید.

این موضوع که در بیشتر کارهای هنری که در این دو دهه‌ی اخیر انجام شده، چه در زمینه‌ی موسیقی، چه فیلم، نقاشی، عکاسی، تئاتر، مجسمه‌سازی و تمامی هنرها اساساً حرف قابل‌توجهی یافت نمی‌شود، موضوع مهمی‌ است. اولین سوالی که پس از ارتباط برقرار نشدن با یک کار هنری می‌توان کرد، این است: «... خب؟... چی؟». بیشتر افرادی که وارد کار هنری می‌شوند، فقط این کار را دوست دارند اما مهم‌ترین نکته این است که شما چه هستید؟ آیا واقعاً می‌دانید که چه می‌کنید و چه کاری می‌خواهید انجام دهید؟ اساساً مردم چرا باید با کار شما ارتباط برقرار کنند؟ کار شما به چه درد آنها می‌خورد؟ گرچه در این چند ساله ارزش هنری کمرنگ شده و باید از خیلی‌ها – بخصوص مسوولین کشور – پرسید که هنر به چه دردی می‌خورد؟ به نظر شما موسیقی اصلاً به چه درد می‌خورد؟... قطعاً جواب آنها برای همه‌ی ما جالب خواهد بود! اگر واقعاً به ارزش فرهنگ در یک جامعه پی برده نشود، نمی‌توان به نیاز انسان به هنر پرداخت و آن موقع است كه عوام هم نمی‌دانند که دنبال چه چیزی باید بروند و آنها هم نیاز خود را به درستی نمی‌شناسند.

باید قبول کرد که فعلاً کشور ما یک کشور اساساً سیاسی – اقتصادی است و این‌دو مورد بر تمامی جنبه‌های دیگر زندگی سایه‌ی بزرگی افکنده که باعث از بین رفتن رنگ شده و ما در یک جامعه‌ي سیاه و سفید  زندگی می‌کنیم... شاید کمی که بگذرد نیاز به رنگ و زندگی بیشتر معلوم شود... حتی در بین خود هنرمندان ما...

در جامعه‌ای چنین سیاه‌وسفید، سنگینی سایه‌ی مسایل سیاسی و اجتماعی اساساً دستمایه‌ی خلق آثار بعضاً بدیعی در عرصه‌ي هنر و ادبیات می‌شود. شاید نتوان برای پیوند هنر و ادبیات با مسایل سیاسی و اجتماعی در کشورمان تاریخ دقیقی مشخص کرد، اما تحولات ساختاری در هنر و بخصوص در ادبیات در سال‌های 1330 و بعد از آن در کنار پیدایش نگرش‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون در بین قشر روشنفکر، این فرصت را ایجاد کرد که هنر و ادبیات اجتماعی پا به عرصه‌ی متفاوتی بگذارد. از سوی دیگر جریان موسیقی پاپ – با پیش‌گامی هنرمندانی که بیشتر آنها را ارمنی‌ها تشکیل می‌دادند - در این سال‌ها متولد شد و با پیدایش رادیو این نوع موسیقی در بین مردم عام محبوبیت پیدا کرد. از آنجایی که مسایل عاطفی و عاشقانه ساده‌ترین و البته تاثیرگذارترین گزینه برای ارتباط با گستره‌ی وسیعی از عامه‌ی مردم به‌شمار می‌رود، ترانه‌های موسیقی‌ پاپ بر این اساس شکل گرفت.

اما رویدادهای دهه‌ی 50 باعث شد که دغدغه‌‌ي مسایل سیاسی و اجتماعی از ذهن قشر کم‌جمعیت روشنفکر به روزمرگی عامه‌ي مردم افزوده شود. طبیعتاً این مساله بر سلیقه‌ی عمومی جامعه نیز تاثیر گذاشته و زمینه‌های پیدایش تقاضای موسیقی‌ای برخاسته از این دغدغه‌ها را به وجود آورد. این نیاز جامعه بستر مناسبي برای تلاقی جریان ادبیات پیشرو و موسیقی پاپ فراهم کرد. از آن جمله می‌توان به آثاری با اشعار و ترانه‌های «احمد شاملو»، «نیما یوشیج» و حتی «شهیار قنبری» و با صدای «فرهاد مهراد»، «فریدون فروغی»، «داریوش اقبالی» و ... اشاره کرد.

موسیقی‌ این جریان نو، از نظر ساختاری شاید متاثر از موسیقی پاپ اروپایی و بیشتر فرانسوی است. با این تفاوت که شانسون‌های فرانسوی بیشتر برپایه‌ی مفاهیم عاشقانه شکل‌ گرفته‌اند. البته خوانندگانی همچون «ادیت پیاف» (Edith Piaf)، «ژاک برل» (Jacque Brel)، «ژرژ موستاکی» (George Moustaki) و «ایو مونتان» (Ive Montant) مضامین سیاسی و اجتماعی را در آثار خود استفاده می‌کردند. پس چنین ساختاری برای ارایه‌ی مضامین سیاسی و اجتماعی در موسیقی کاملاً مناسب بود.

پس از گذشت چندین سال از مرگ «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی» و گذشت بیست‌واندی سال از جریان موسیقی سیاسی و اجتماعی، آلبومی با نام «ری‌را» با صدای «سهیل نفیسی» در همان سبک و سیاق به بازار موسیقی آمد. آلبوم ری‌را، براساس اشعار نیما یوشیج، «منوچهر آتشی»، «مهدی اخوان ثالث» و احمد شاملو شکل گرفته‌است. شاید خیلی از ما به این اشعار حس نوستالژیک داشته‌باشیم و همین موضوع باعث ارتباط صمیمی شنونده در برخورد نخست با این آلبوم می‌شود و او را به دوباره شنیدن ری‌را ترغیب می‌کند. می‌توان گفت که یکی از موثرترین راه‌های ارتباط این مجموعه با مخاطب استفاده از اشعار این شاعران است. البته در سه قطعه از این آلبوم، شعر‌هایی از «ناصر زمانی» و «ابراهیم منصفی» نيز استفاده شده که در نوع خود شنیدنی است.

شاید بهترین توصیف برای ساختار موسیقایی ری‌را، اول خلوت بودن و بعد صمیمی بودن آن باشد. در تنظیم آن نیز خلوت بودن به عنوان یک اصل در نظر گرفته شده است. سازهای دیگر چه فلوت، چه هارمونیوم و به ویژه گیتار این تنهایی را همراهی می‌کنند. باید گفت که حضور تنهای یک ساز (در این آلبوم، گیتار) ویژگی‌هایی را به همراه دارد: اول از همه حس تنهایی است که با یک ساز به شنونده منتقل می‌شود، بعد آن‌که، همین خلوتی باعث ‌می‌شود تا شنونده در پی پرکردن فضاهای خالی در ذهن خود باشد و شاید چیز‌هایی را بشنود و ببیند که در هیچ‌ کجای اثر پیدا نمی‌شود...

***

قطعه اول: آی آدم‌ها
اگر صدایش را کمی از دورتر می‌شنیدیم، حس قوی‌تری داشت، اما به‌هر حال از قطعه‌های موفق این مجموعه است. با آن صداهای وهم‌گون که گاه می‌آیند و از پشت سرت می‌گذرند...آی آدم‌ها...

قطعه‌دوم: مهتاب
می‌تراود مهتاب و می‌درخشد شب‌تاب، آن‌گونه که سهیل نفیسی می‌خواهد و «پویا محمودی» و «کریستف رضاعی» و «رضا عسگرزاده» ... و شب‌تاب چه خوش می‌درخشید!

قطعه‌ی سوم: دگر میلاد
در آستانه‌ی چه... نمی‌دانم. اما گیتارش می‌بردم تا انتهای شعر... پشت پرچین هراس... پرچین هراس را خوب نمی‌بینم، شاید دور شده‌ام یا هنوز مانده تا پرچین هراس... چشمه‌ساری است زلال...

قطعه چهارم: ری‌را
آن‌چه در مورد ری‌را گفته می‌شود را نمی‌گوید، به‌نظرم... آن شعر با آن حس لرزان و قوی و سنگین و با آن اسم زیبایی که برای کل مجموعه می‌تواند به کار آید، آنچنان لرزان و قوی و سنگین نیست، شاید... ولی در انتهای قطعه ملودی گیتار بازگو می‌کند آنچه نمی‌تواند بخواند را... ری‌را!

قطعه‌ی پنجم: داروگ
در درون کوچه‌ی تاریک من که ذره‌ای با آن نشاطی نیست... اما ذره‌ای با آن نشاطی هست، انگار... آن ملودی زیبای فلوت... شاید جایش اینجا باشد... شاید هم نه...

قطعه‌ی ششم: پریا
از کدام طرف به کدام طرف؟... نشسته‌ام و گوش می‌کنم به قصه‌ی پریا... به صحراهای خیلی دوری نمی‌روند... بازی‌های زیادی بلد نیستند... از همین‌جا می‌دوند و در همین نزدیکی زمین می‌خورند... پریا...

قطعه‌ی هفتم: رقصم گرفته بود
شاید آن شور رقص‌گونه‌ی شعر را نداشته باشد... اما چندان دور از خیال مردی نیست که نشسته باشد درون کافه‌ای... به‌یاد رقصش.

قطعه‌ی هشتم: عاشقانه
عشق را ای کاش زبان سخن بود، ای کاش عشق را زبان سخن بود، ای کاش حس فاصله‌ها در آن سطور بیش‌تر معلوم می‌شد. حس این فاصله‌ها، حس آن تاکید و تکرار‌ها، حس زبان بی‌زبان آن عشق... زیباست اما.

قطعه‌ی نهم: طرح
شاد است... از این‌که باد در دام باد می‌نالد، یا از این‌که رود شولای دشت را می‌دوزد... شاید از این که قریه سر زیر بال شب می‌برد... و یا شاید از این که قریه‌شان در افق می‌سوزد... شاد است، نمی‌دانم، شاید.

قطعه‌ی دهم: شهاب‌ها و شب‌ها
کلمات در هم می‌پیچد و محو می‌شود، جملات در هم می‌آمیزد... شاید آن چه خبر می‌دهد سحر روشن‌تر شود... اگر کمی صبر کنی خورشید همه چیز را واضح‌تر می‌کند.

قطعه‌ی یازدهم: ترانه‌ی همسفران
سر دوراهی یه قلعه بود... یه قلعه‌ی نیمه‌تمام و چند نیمه خشت همسان با موسیقی همسان... آن‌چه ملات این نیمه خشت‌هاست چندان محکم نگاهش نمی‌دارد... بر سر این دوراهی. | فرشاد فزونی


 
 
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 18:43 توسط رضاپیامی |






KORG Sample File : KSF در واقع سمپل تک عضوي است. و بالطبع حجم کمتري دارد.
KORG Key Map File : KMP که در واقع يک فايل اصلي است که از چند فايل Ksf زير مجموعه ساخته شده . بسته به تعداد فايلهايش و فرکانس و Mono و Sterio بودن آن حجم بيشتري پيدا ميکند.

اما فرمتي ديگر با نام KSC که از چند KMP تشکيل شده و انحصارا مربوط به مدلهاي TRITON ميشود, وجود دارد. براي ساخت اين سمپلها احتياج به نرم افزار مخصوصي داريم با نام Awave Studio که در آخر برايتام خواهم گذاشت و کلياتش را هم توضيح خواهم داد.
ببينيد فلش کارت Pa80 فضاي مخصوصي براي فايل سمپل دارد که تمام اون 8MB نيست
مقداري کمتر است حالا فرض بر اين ميگذاريم که شما يک فايل سمپل داريد که حجم آن 3MB است در اينصورت يعني فايلهايي که حجمشان بيشتر از ظرفيت يک ديسکت است بايد الزاما هارد براي Pa80 گذاشته باشيد و فايلها را پس ازتقسيم کردن آنها در چند ديسکت روي هارد ريخته و آنرا دوباره به شکل اوليه خود در بياوريد و از هارد آنرا لود(IMPORT KMP) کنيد.
اما اگر حجمش کمتر بود و توي يک فلاپي براحتي جاي گرفت. اين کار را انجام داده وفلاپي حاوي سمپلمان را در کيبورد گذاشته و دکمه PROGRAM واقع در چپ کيبورد زده سپس دکمه
RECORD را ميزنيم . تا صفحه Sampling MENU پيش رويمان قرارگيرد. در اين قسمت گزينه مورد نظر ما Import KMP ميباشد يعني دکمه UPPER 2 چسبيده به صفحه نمايش. با زدن آن و دادن آدرس فلاپي(اگر با فلاپي کار ميکنيم) وانتخاب (SELECT )کردن آن و زدن دکمه ENTER/YES مرحله لود شروع ميشود بعد از اتمام کارش از ما ميخواهد که دکمه EXIT را بزنيم.
در اين قسمت عمل لود کلا تمام شده و ما بايد با زدن دکمه RECORD و انتخاب Abort از پايين صفحه و YES از اين قسمت خارج شويم.در اين مرحله سمپل فقط روي فلش کارت آمده اما قابل استفاده نيست هنوز.
در اين زمان که ديگر چراغ قرمز RECORD روشن نيست و ما هنوز در PROGRAM هستيم دکمه Menu را بزنيد تا صفحه اي با عنوان: Prog Edit MENU بازگردد. و شما از 7 گزينه موجود در اين صفحه گزينه Samples را انتخاب کنيد. وقتي اين صفحه مقابلتان قرار گرفت شمال گزينه هاي زيادي ميباشد شما با 3 گزينه اول (از بالا) کار داريد
گزينه اول: Selected که روبروي آن نوشته Osc1 (منظورش باند چپه يعني داريم صداي باند چپ رو تعريف ميکنيم. ميايم روي گزينه دوم يعني MS Hi Bank/Num که دو حالت ROM و CARD دارد آنرا به حالت Card تغيير مي دهيم و ميرويم سراغ گزينه سوم که با تغيير گزينه دوم که به حالت Card انجام داديم اين گزينه (سوم) صداهاي موجود روي فلش کارت را نمايش ميدهد صداي مورد نظرمان را که لود کرده بوديم با چرخاندن دکمه چرخنده پيدا کرده و دوباره ميرويم سراغ گزينه اول Selected که روبروي آن نوشته Osc1 آنرا به Osc2 تغيير داده يعني تعريف صدا براي باند راست و تمام مراحلي را که براي باند چپ انجام داديم براي اين هم انجام ميدهيم اکنون روي کلاويه ها صداي مورد نظر ما قابل شنيدن است اما کار تمام نشده. در اين صفحه گزينه هاي مفيد ديگري هم وجود دارند مثل تعيين اکتاو و ترانسپوز و کوک صدا (به درد سمپلهايي ميخورد که ممکن است ساز اصلي همچين کوکش استاندارد نبوده. بقيه مسائل که خود بحث مفصلي است.
دکمه منو را بزنيد تا به صفحه اصلي باز گرديد اگر تمايل داشتيد ميتوانيد گزينه Filter رو روي سمپلتان امتحان نماييد واردش شويد و قسمت Frequency A رو که روي 7 گذاشته شده ودر واقع ميزان شفافيت صداست رو ميتوانيد بيشتر کنيد تا جاييکه در صداي سمپلتان هوا نيفتد( صداي هييسسسس) يادتان باشد که اگر تغييري ايجاد کرديد رويOsc1 روي Osc2 هم همانکار را انجام دهيد اگر از صداي ساخته شده راضي بوديد بازدن دکمه WRITE و انتخاب مقصد وزدن دکمه ENTER/Yes آن آنرا ذخيره کنيد.اگر هم راضي نبوديد و خواستيد تا دوباره به همان صداي خام سمپلتان قبل از انجام تغييرات برگرديد
از حالت PROGRAM خارج شده و دوباره وارد شويد و مراحل فوق را تا جايکه خوب شده بود دنبال کنيد سپس ذخيره نماييد اين نوع ذخيره هم روي کارت ذخيره ميکند هم روي User صداي کيبورد اما روي کيبورد با لود کردن يک فايل از ميان مي رود اگر جايي ذخيره نکرده باشيد روي کارت پابرجاست و حجم ناچيزي را اشغال ميکند.
توجه : صداهاي اصلي دستگاه رو هم ميشود دوباره از همين طريق باز سازي کرد در واقع ما دو جور صدا سازي داريم يکي از طريق PROGRAM مثل بالا و ديگر در خارج از PROGRAM از منو گزينه Track Edit . اما ديگر اونهارو روي فلش ذخيره نکنيد! فقط USER ها و فايل نهايي فرمت PCS خواهد داشت.

در ضمن برای لود کردن سمپل هایی که با پسوند waw هستند هم همین مراحل رو طی میکنیم ! یه کم دقت کنید میبینید که خیلی راحت میشه این کار رو کرد !
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 21:7 توسط رضاپیامی |


اُرگ از سازهای صفحه‌کلیددار که نت‌های آن به وسیله هوا تولید می‌شود. این ساز از قدیمی‌ترین سازها در فرهنگ اروپائی است و در اجرای موسیقی مذهبی و کلیسائی از دیرباز بکار می‌رفته‌است. در منابع عربی و فارسی قدیم به این ساز ارغنون می‌گفتند.

ارگ امروزی دو نوع اصلی دارد: ارگ بادی و ارگ برقی (الکترونیک). ارگ بادی از یک ردیف لوله با اندازه‌های مختلف تشکیل شده‌است که صدا از نوسان هوا در این لوله‌های صوتی تولید می‌شود. در ارگ برقی مدارهای الکترونیک نوسان می‌سازند و بلندگویی صدا را بگوش می‌رساند.

 
ردیف شستی‌ها در ارگ کلیسای واینگارتن در آلمان
 
مکانیسم

برخلاف هارپسیکورد و پیانو که با فشار یا نگه داشتن کلید یا پدال کم کم صذا قطع می‌شود، نت‌های ارگ بادی تا زمانی که یک شستی و یا یک پدال را فشار می‌دهیم ادامه می‌یابد و هوا نیز از درون لوله مربوط به آن شستی عبور می‌کند.

ارگ معمولاً پنج ردیف شستی یا کلید و جایگاهی برای پدال‌های متعدد دارد. گاهی نوازنده ارگ این پدال‌ها را با پاهای خود و با استادی هرچه تمام تر می‌نوازد. برخلاف پیانو، شدت فشردن شستی‌ها تغییری در شدت صدای تولید شده ایجاد نمی‌کند، اما نوازنده ارگ به وسیله اهرم‌های قطع و وصل که خود آن‌ها را تنظیم می‌کند و همچنین ابزاری که آن را کلید‌های قطع صدا می‌نامند، با قطع و وصل جریان هوا درجه صدا را تغییر می‌دهد. سایر حالت‌ها هنگامی تأثیر می‌گذارند که نوازنده به صفحه کلید دیگری رجوع کند و یا پدال‌ها را به کار گیرد. بسیاری از ارگ‌ها دارای پدال هارمونیوم نیز هستند که به آن‌ها فرصت می‌دهد تا سطح صدا را به تدریج کم یا زیاد کنند.

پیکر این ساز بسیار بزرگ و صدای آن بسیار حجیم و پر طنین است رنگ‌های درخشان ارگ‌های بادی که در مراسم مذهبی کلیسا‌ها اجرا می‌شود، فضای زیبایی به این مراسم می‌بخشد. آهنگسازان بزرگی برای این ساز آهنگسازی کرده‌اند که مشهورترین آن‌ها باخ می‌باشد.

جیمی اسمیت با نواختن ارگ برقی هموند در دهه ۱۹۵۰ این ساز را وارد دنیای موسیقی جاز کرد.

پیدایش ارگ

کمی پیش از پیدایش مسیحیت هوشمندی هلنیستی تحولی دوران ساز در مکانیسم سازهای بادی که تا آن هنگام بسیار ساده بود، به وجود آورد. نگه داشتن فشار هوا همیشه یکی از سختی‌های بزرگ در نواختن آئولوس بود و تنها راه حل شناخته شده آن از سده ششم به بعد، بهره بردن از نگهدارنده چرمی بود که تا دور دهان نوازنده بسته می‌شد. یک سفالینهٔ اسکندریه‌ای از سده یکم پیش از میلاد در دست است که گروهی تک نفره را نشان می‌دهد: نوازنده نی‌های بزرگی را در دست چپ نگه داشته‌است و با بازوی چپ خود کیسه‌ای را فشار می‌دهد که یک نی از آن بیرون زده‌است. او این نی را با دست راست نگه داشته است؛ در اینجا بی تردید با یک نی انبان کاملاً پیشرفته روبرو هستیم. هیچ سازی بیش از این به عنوان منشا نی انبان که بعدها به یکی از پیشرفته ترین و رایج ترین سازهای محلی مبدل شد، شهرت نیافته‌است. با این حال این ساز همواره یک ساز محلی باقی ماند و در دوران رومیان جایش در میخانه بود نه در قصر؛ این ساز هرگز در حیطه موسیقی علمی پذیرفته نشد البته اصول نخستین آن به طرز درخشانی توسط دانشمندان اسکندریه تعمیم یافت تا سازی پدید آید که در سده چهارم میلادی «ارگانوم» نام گرفت که به معنای ساز درخشان است. با این همه خاستگاه ارگ به اندازه نی انبان نامشخص است. از دوران حکومت اسکندر سوروس بود که گوشه‌های از کهن ترین ارگ به جای مانده، در آکونیکوم نزدیک بوداپست یافته شد؛ ارگی خانگی و بسیار کوچک با چهار ردیف سیزده تایی از نی‌های فلوتی که سه ردیفشان بسته و یکی باز بوده و در نتیجه سیزده قطعه مکانیکی به همراه کلید دارد، که هر ردیف برای نواختن هارمونیومی جداگانه‌است. بزرگ‌ترین نی آن بیش از ۳۳ سانتی متر طول ندارد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 18:38 توسط رضاپیامی |


کوئین

اطلاعات هنرمند
اصل/ملیت لندن، بریتانیا
سبک‌ها راک
مدت فعالیت ۱۹۷۰ - تاکنون
وب‌گاه http://queenonline.com

 

کوئین یک گروه راک بریتانیائی است که از دهه ۷۰ تا ۹۰ میلادی بسیار محبوب بود. آهنگ‌های این گروه هنوز هم مورد علاقه دوست‌داران موسیقی است و از رادیوهای سراسر جهان شنیده می‌شود. حیات این گروه با مرگ فردی مرکوری خواننده اصلی گروه در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید.

اعضا

  • فردی مرکوری
  • برایان می
  • راجر تیلور
  • جان دیکن
  • آلبوم‌ها

    • 1973 - Queen
    • 1974 - Queen II
    • 1974 - Sheer Heart Attack
    • 1975 - A Night at the Opera
    • 1976 - A Day at the Races
    • 1977 - News of the World
    • 1978 - Jazz
    • 1980 - The Game
    • 1980 - Flash Gordon
    • 1982 - Hot Space
    • 1984 - The Works
    • 1986 - A Kind of Magic
    • 1989 - The Miracle
    • 1991 - Innuendo
    • 1995 - Made in Heaven

    البوم هاي اين گروه پرفروشترين البومهاي تاريخ موسيقي است و اين گروه نزديك به900ميليون كپي فروخته است.

    نمونه آهنگ‌ها

    در زیر تعدادی از آهنگ‌های کوئین برای نمونه آمده‌است و می‌توان آن ها را شنید. اگر در اجرایشان مشکلی داشتید به Wikipedia Media help رجوع کنید.

    • Queen
    [۱] - Keep Yourself Alive
    [۲] - Liar
    • Queen II
    [۳] - Seven Seas of Rhye
    • Sheer Heart Attack
    [۴] - Killer Queen
    [۵] - Now I'm Here
    • A Day At The Races
    [۶] - Tie Your Mother Down
    [۷] - Somebody To Love
    [۸] - Good Old-Fashioned Lover Boy
    [۹] - Teo Torriatte
    • News Of The World
    [۱۰] - We Will Rock You
    [۱۱] - We Are The Champions
    [۱۲] - Spread Your Wings
    [۱۳] - It's Late
    • - Jazz
    [۱۴] - Mustapha
    [۱۵] - Fat Bottomed Girls

    the show must go on

    [۱۶] - Bicycle Race

     

    + نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 21:53 توسط رضاپیامی |


    کلید های فوری در ویندوز که ما برای کار های متوالی خیلی از آنها استفاده می کنیم کاربردهای زیادی دارند. شما می توانید با استفاده از انها در کمترین زمان یک پنجره را باز کرده یا ببندید یا کامپیوتر را قفل کنید . این کلید ها از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار هستند .

    <><>

    کلید

    عملکرد

    Ctrl+C کپی
    Ctrl+X انتقال
    Ctrl+V چسپاندن
    Ctrl+Z برگرداندن آخرین عمل
    Delete حذف کردن

    Shift+Delete

    پاک کردن آیتم انتخابی بدون انتقال به سطل بازیافت
    F2 تغییر نام آیتم
    Ctrl+A انتخاب همه
    F3 جستجو
    Alt+Enter نمایش خصوصیات آیتم انتخابی
    Alt+F4 بستن پنجره
    Alt+Tab برای تعویض برنامه های در حال اجرا
    Alt+Esc تعویض آیتم ها هنگامی که باز هستند
    F6 برای انتخاب کردن عنصر ها در پنجره یا دسکتاپ
    F4 برای باز کردن address bar ویندوز اکسپولرر
    Shift+F10 برای نمایش دادن منو فوری آیتم انتخابی
    Alt+Space نمایش منو برای پنجره ی فعال
    Ctrl+Esc برای باز کردن منوی استارت
    F10 فعال کردن نوار منو در پنجره ی فعال
    Esc لغو کار متغیر
    + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 18:58 توسط رضاپیامی |


    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

     

    پینک فلوید (به انگلیسی: Pink Floyd) نام یکی از مشهورترین و خلاق‌ترین گروه‌های موسیقی راک انگلیسی است، که از سال ۱۹۶۵ به رهبری سید برِت، نوازنده گیتار، شروع به کار کرد و در دهه ۷۰ میلادی به اوج شهرت رسید. دیگر اعضای گروه راجر واترز (گیتار بیسریک رایت (کیبورد) و نیک میسن (درام) بودند.

    یکی از بارزترین ویژگی‌های سبک پینک فلوید استفاده از صداهای الکترونیکی و جلوه‌های ویژه در آهنگ‌هایشان بود، و دیگری شعرهای ساده و کودکانه اما نافذ.[۲]

    سید برت در سال ۱۹۶۸ به دلیل عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر توهم‌زا و ناتوانی در حضور مؤثر در اجراهای زنده (و حتی در استودیو) عملاً از گروه کنار گذاشته‌شد و دیوید گیلمور که گیتاریست توانمندی بود جایش را گرفت. در سال ۱۹۷۳ بود که توانستند با آلبوم نیمهٔ تاریک ماه، در آمریکا خود را به فوق‌ستاره‌های موسیقی تبدیل کنند.[۳] در سال ۱۹۸۶ راجر واتِرز که پس از سید برت نقش اصلی در آهنگسازی و نوشتن شعرهای پینک فلوید را بر عهده داشت به دلیل اختلاف با گروه از آنها جدا شد.

    اعضا

    پینک فلوید در ۱۹۶۸؛ از چپ به راست: نیک میسون، سید برت، دیوید گیلمور، راجر واترز و ریچارد رایت
    پینک فلوید در ۱۹۶۸؛ از چپ به راست: نیک میسون، سید برت، دیوید گیلمور، راجر واترز و ریچارد رایت
    اطلاعات هنرمند
    اصل/ملیت کمبریج، انگلیس
    سبک‌ها پراگرسیو راک[۱]
    سایکدلیک راک[۱]
    اسپیس راک[۱]
    مدت فعالیت ۱۹۶۴ — اکنون[۲]
    (با وقفه‌های نامعین از سال ۱۹۹۶)[۳][۴]
    ناشر(ها) تاور، هاروست، کلمبیا، کپیتل
    نقش‌های
    مرتبط
    سیگما ۶
    وب‌گاه www.pinkfloyd.co.uk

     

    اعضا
    نیک میسون
    ریچارد رایت
    دیوید گیلمور
    اعضای پیشین
    سید برت
    راجر واترز
    باب کلوس

    تاریخچه گروه

    دوران رهبری سید برت ۱۹۶۸-۱۹۶۵

    پینک فلوید از یک گروه راک قدیمی‌تر که در سال ۱۹۶۵ تشکیل شده بود، و در دوره‌های مختلف به نام‌های سیگما۶، مگادثز، آرکیتکچرال ابدبز، اسکریمینگ ابدبز، و به بیان ساده‌تر ابدبز خوانده می‌شدند، به وجود آمد. وقتی گروه از هم پاشیده شد، بعضی اعضای گروه – گیتاریست‌ها باب کلوز و راجر واترز، درامر نیک میسن، و نوازندهٔ پیانو و ارگ ریچارد رایت – گروه جدیدی به نام «تی سِت» تشکیل دادند. بعد از یک دوره کوتاه که کریس دنیس خواننده‌ گروه، رهبری گروه را به عهده داشت، سید برت به عنوان خواننده و گیتاریست به گروه پیوست و واترز باسیست گروه شد.

    وقتی «تی سِت» فهمیدند که نام گروهشان با نام گروه دیگری یکی است، برت نام «آوای پینک فلوید» را پیشنهاد کرد، که از اسم دو موزیسین بلوز پینک اندرسون و فلوید کانسل مشتق شده بود. تا مدتی پس از این، اعضای گروه برای انتخاب اسم بین «تی سِت» و «آوای پینک فلوید» مردد بودند که در نهایت دومی انتخاب شد.

     آلبوم‌ها

    پینک فلوید در حال اجرای نیمه‌ی تاریک ماه در الز کورت (لندن/۱۹۷۳)

    ترانه‌شناسی

    موسیقی
    سال آلبوم US UK گواهی‌نامه آرآی‌ای‌ای گواهی‌نامه بی‌پی‌آی گواهی‌نامه سی‌آرآی‌ای
    ۱۹۶۷ نی‌زن بر دروازه‌های سپیده‌دم ۱۳۱ ۶ - - -
    ۱۹۶۸ یک نعلبکی رازها - ۹ - - -
    ۱۹۶۹ موسیقی متن فیلم بیشتر ۱۵۳ ۹ - - -
    ۱۹۶۹ اوم‌ماگومما (also live) ۷۴ ۵ Platinum - -
    ۱۹۷۰ مادر قلب اتمی ۵۵ ۱ Gold - -
    ۱۹۷۱ فضولی (آلبوم) ۷۰ ۳ ۲x Platinum - -
    ۱۹۷۲ پوشیده در ابرها ۴۶ ۶ Gold Silver -
    ۱۹۷۳ نیمهٔ تاریک ماه ۱ ۲ ۱۵x Platinum ۹x Platinum ۲x Diamond
    ۱۹۷۵ ای کاش این‌جا بودی ۱ (۲ هفته) ۱ ۶x Platinum Gold ۳x platinum
    ۱۹۷۷ حیوانات ۳ ۲ ۴x Platinum Gold ۲x platinum
    ۱۹۷۹ دیوار ۱ (۱۵ هفته) ۳ ۲۳x Platinum Platinum ۲x Diamond
    ۱۹۸۳ برش نهایی ۶ ۱ ۲x Platinum Gold -
    ۱۹۸۷ لغزش آنی در عقل ۳ ۳ ۴x Platinum Gold ۳x platinum
    ۱۹۹۴ ناقوس جدایی ۱ (۴ هفته) ۱ ۳x Platinum ۲x Platinum ۴x platinum

    + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 21:21 توسط رضاپیامی |


    این آهنگ اثر مایکل جکسون می باشد که در مراسم بزرگداشت او توسط شاهین جعفرقلی اجرا شد

     
    ::. دانلود موزیک ویدئو با کیفیت بالا .::

    ::. ســرور دو .::

    ::. دانلود موزیک ویدئو با کیفیت پایین , جهت نمایش در تلفن همراه .::

    ::. ســـرور دو .::

    برای دانلود آهنگ: ۱- روی لینک آهنگ راست کلیک کنید و گزینه Save Target As را انتخاب کنید. ۲- در بالای پنجره ی جدید در منوی Save In  مقصد فایل را انتخاب کنید سپس در پایین پنجره روی گزینه ی Save کلیک کنید. هم اکنون آهنگ در مقصد مورد نظر در حال دانلود می باشد.
    + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 23:41 توسط رضاپیامی |


    “همه ما موریکونه را دوست داریم”


    آثار موریکونه را باید نوعی از موسیقی عنوان کرد که در گذر زمان نه تنها از ارزشهایش کاسته نمیشود بلکه همواره زوایای پنهان از خلاقیت و ابعاد گسترده کاری وی را نشان می دهد. آثار وی قسمتی از احساس ما را که نسبت به موسیقی حساسیت دارد لمس میکند و بر آن تاثیر عمیقی میگذارد. آهنگسازی بیش از 400 فیلم و مجموعه تلویزیونی از وی شخصیتی دست نیافتی ساخته است و به جرات میتوان عنوان کرد که اگر موریکونه و آهنگ هایش نبود، شاید فیلمهایی که امروز توانسته اند جوایزی را تصاحب کنند قادر به نائل شدن به این افتخار نبودند!

    + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 20:24 توسط رضاپیامی |